گوسفند رومانف – قیمت خرید و فروش رومانوف اصل – Romanov

اغلب اوقات خروسک با یک عفونت ایجاد میشود. بیماری خروسک در بعضی از کودکان همراه با سرماخوردگی مجدداً عود کرده و تکرار می شود. مقام منبع ریاست مجلس شورای ملی ـ چون بیانات آقای شوشتری در اطراف برنامه خاتمه نیافتهاست پیشنهاد میکنم مدت نطق ایشان بیک ساعت تمدید شود. تیمور تاش ـ چون فراکسیون ملی موافقت خودش را بادولت حاضر اعلام داشتهاست بنده هم طبیعه درصف موافقین وارد شدم و نظر داشتم شایدمطلب بسیار مفصلی در اطراف برنامه صحبت کنم خوشبختانه حسن استقبالی که مجلس از دولت جناب آقای منصور کرد مرا بی نیاز از این فکر کرد این حسن استقبال از دوجهت بود یکی اعتمادی که بشخصه آقای منصور داشته وایشان را همیشه مرد مثبت کاردان ومدیری تشخیص دادهام (صحیح است) و دیگر از لحاظ این که دولت تازهای روی کار آمدهاست دولتی است که تا کنون عملی انجام ندادهاست و بنابراین نمیشود ایرادی باو گرفت تصدیق میکنم باینکه دولت حاضر همانطور که همکار مخالف محترم فرمودند وارث ناگواریهائی است ولیکن راسا مقصر نیست و کاری انجام ندادهاست بنابراین تصور میکنم که بایستی دید که چه کار خواهد کرد و چه عملی انجام خواهد داد و اگر هم راجع بمدت نطق بیش از نیمساعت را آقایان محترم قبول نفرمودند من خیال میکنم بیشتر بهمین لحاظ بود اگر برای دولت گذشته دو ساعت موقع معلوم کرد بازهم خیال میکنم برای این بود که دولت گذاشته مدت مدیدی روی کار بود و باید مسئولیت اموری را که انجام داده بود و یا بیشتر انجام نداده بود بر عهده بگیرد (صحیح است) منطق حکم میکند که موافقش بعد ازمخالفین صحبت بکنند در این مقام باشند که حتی المقدور جواب او را بدهند خوشبختانه دوست عزیز من آقای شوشتری مخالفتشان بیشتر جنبه اصولی و انتقارد از اجتماع داشت این انتقاد را بنده هم تصدیق میکنم.

نایب رئیس ـ همانطور که خودتان فرمودید مربوط بصورت جلسه نبود. دکتر بقائی – در جلسه گذشته متاسفانه چون دیر شروع شد و مطالبی تهیه شده بود که بعرض آقایان محترم برسد برای آن که وقت مجلس زیاد گرفته نشود به اطاعت امر پیشوای جبهه ملی جناب آقای دکتر مصدق بنده از ذکر آن مطالبی که در نظر گرفته بودم صرف نظر میکنم و فقط رئوس مسائلش را حضور آقایان عرض میکنم کسانی که لازم داشته باشند ممکن است اطلاعات کافی در خارج از مجلس در اطراف این مسائل به اختیارشان بگذارم و البته در روزنامه هم نوشته خواهد شد صحبتهای پریروز ما یکی راجع به ریشه و ضرورت ملی کردن صنایع نفت در دنیای امروز و یکی لزوم ملی شدن صنعت نفت جنوب ایران که ملی شدن صنعت نفت پایه مضرترین تبلیغات را سست خواهد نمود که این قسمت را با اجازه آقایان بعرضشان خواهم رسانید و سه مطلب دیگر هم بود یکی اینکه آیا ما عرضه و لیاقت برای اداره و استخراج نفت داریم یکی هم مطالعه اوضاع بینالمللی و ملی کردن صنعت نفت ایران و بالاخره سؤالی که آیا نیروی کافی برای ملی کردن صنعت نفت داریم یا نه و طی این عرایض بنده ثابت کرده بودم که اینکار شدنی هست و از هر حیث ما مجهزیم بشرط اینکه خودمان بخواهیم در جلسه گذشته عرایض بنده به این جا رسیده بود که سؤال کردم چرا انگلستان انگلستانی که کلیه صنایع مهم را ملی کردهاست شرکت نفت جنوب را بحال خودش گذاشته و ملی نکردهاست البته جواب این سؤال هم واضح است و ان این است که اگر انگلستان میخواست شرکت نفت جنوب را مثل شرکتهای بزرگ دیگر و مثل بانکها، مثل صنایع بزرگ ملی بکند این سؤ ال قهرا پیش میآمد که نفت بنفع کی باید ملی بشود ایا باید بنفع ملت انگلستان ملی بشود یا بنفع ملت ایران پر واضح است که ایرانیان وحتی مستخدمین و کارگران و کارمندان ایرانی شرکت نفت و تمام ملت ایران عقیده و ایمان دارند که نفت باید به نفع ملت ایران ملی شود ولی از قرار معلوم منطقش هم همینطور است خداوندان و پادشاهان نفت که خودشان در خاک اصلی خودشان هیچ نفعی نداند و قسمت عمده منابع دنیا را در اختیار گرفتهاند آنها عقیده دارند که باید همه اینها متعلق به انگلستان باشد همانطور که هر چه در انگلستان هست متعلق به انگلستان است، شنیدم در اواسط جنگ بینالمللی گذشته که در روسیه انقلاب شده بود البته صحبت بلشویکی و اینها هم در ایران زیاد میشد والی آن زمان کرمان که اگر اشتباه نکنم جناب آقای حشمت الدوله والاتبار بودند یا یکی دیگر از رجال آن دوره از پدرم رسیده بودند، چون شایع شده بود در کرمان بلشویک هست البته همه متوحش شده بودند مخصوص مامورین دولت ایشان از پدرم پرسیده بودند که در کرمان بلشویک هست؟

برای اینکه احساسات مردم بیدار نشود و ملت دنبال حق خودش نرود من امروز به آقایان عرض میکنم بایستی جلوی این فجایعی که در مملکت میشود بگیرند اگر چنانچه بازهم آقایان خواسته باشند توجه مخصوصی به این حوادث مبذول ندارند بنده میبینم در آینده نزدیکی یک حوادث خیلی سختی در این مملکت بوجود خواهد آمد که این حوادث باعث پریشانی و بدبختی و برباد رفتن صدها خانواده خواهد بود بفرمایید آقای کشاورز صدر. حکومت زور و قلدری دیگر رمقی برای مردم باقی نگذاشتهاست و برای پیدا کردن یک لقمه نان صدها فرسنگ را ه سرگردانند روزی نیست که خبر خودکشی مردم این مملکت بر اثر استیصال و فقر بگوش نرسد.

دکتر بقائی – چشم تمام آن مطالب دور نفت دور میزند و ما که برای حفظ مشروطیت و برای حفظ قانون اساسی قسم خوردهایم میخواهیم وضعی پیش بیاوریم که مقام شامخ سلطنت محفوظ و مصون بماند میخواهیم طوری بشود که دیگر نتوانند یک جاسوس بینالمللی مارکدار را به شاه تحمیل کنند ما برای این است که میخواهیم دست شرکت نفت و انگلیسها را در این مملکت کوتاه کنیم در زمینه سلطه بیگانه اجازه میخواهم که یک بحث کوتاه و مختصری که لازم است عرض کنم تا قضاوت ما از روی انصاف و عدالت بشود آن بحث لازم تضاد و متناقض کاملی است که بین تمدن انگلیس و سیاست خارجی آن کشور است زیرا بطور تحقیق عمل سیاست استثماری و استعماری انگلیس با روح و ایدهآل قاطبه ملت آزادی خواه انگلیس تناقضی دارد فراموش نکنید که ملت انگلیس اولین ملت آزاد دنیا است تمام ملل مشروطیت را در قرون اخیر از انگلستان گرفتهاند و در پرتو یک نوع تربیت خاص اخلاقی و اجتماعی انگلیسها در دنیا ملتی درست کردند که دارای یک وضعیت ممتازی هستند در قرن هیجدهم در موقعی که در فرانسه استبداد برقرار بود مونتسکیوها.

شخص پادشاه دو مرتبه شرفیاب شدم او را یاد شاه جوانی دیدم که میخواهد بتمام معنی باین مملکت خدمت بکند ک بمسافرت میرود (صحیح است) دنیائی از او استقبال میکند بر میگردد بد منعکس میکنند باحلوا حلوا حلوا عسل و نقل و نبات گفتن دهن شیرین شدهاست هی وعده و هی وعده، هی دروغ، هی دروغ چرا؟ تتبع کنید ببینید کیها بودند آن ایرانی و آن عظمت که آمدم اصفهان عظمت خداپرستی را دیدم امروز طوری شده که ما را بالحان مختلف باقلام مختلف بصور مختلف در ممالک دنیا بی آبرو قلم بدهند ما را بی علم قلم بدهند بی دانش قلم بدهند ما سرچشمه علم دنیائیم سرچشمه ادب دنیائیم سرچشمه فهم دنیائیم والله العظیم نفس خود را فدا میکنم و تمام مطالبی را که گفتم آقای علی منصور برو اگر دستت باز شد کار کردی، موضوع نفت یک موضوع کوچکی نیست مگر وطن پرستی مونوپل، استغفرالله کلمه خارجی نمیگویم آقای سید جلال الدین تهرانی بشما اعتراض دارم باید هر چه بعد از این حرف میزنید فارسی حرف بزنید بزبان شیخ سعدی حرف بزنید اولا وطن پرستی انحصاری نیست مگر آقائی میتواند وطن پرست و وطن خواه باشد اولا وطن پرست معنی ندارد وطن خواه باید مثل معشوق پدر وطنش را دوست بدارد پرستش مال پروردگار است و بس مگر انحصاری است خدمتگزاری به مملکت را فلان آقا میتواندبکند من نمیتوانم بکنم شما نمیتوانید بکنید.

اگر اجازه بفرمائید اطاعت میکنم اگر هم اجازه نمیفرمائید بنده مطیع مقررات هستم بنده یادداشتهائی کردهام با اینکه عادت ندارم یادداشت کنم هر وقت حرف باید بزنم مبتکرا حرف میزنم ابداعا و اتبکارا حرف میزنم ولی اینجا از نظری که چون عادت کردم بایستی همینطور باشد یک قضیهای را عرض میکنم یک روزی در دوره پنجم مخالفت کردم با اضافه حقوقی که برای مسیو پرنی ماهی سیصد سیصد تومان آورده بودند به مجلس در صورتیکه من موافق دولت بودم و لایحه دولت بود در ستون مخالف ثبت نام کرده بودم در پشت تریبون مرحوم مدرس رضوان الله علیه قدس سره تصور میکرد من تعمیه کردم ولی بعد که صحبت کردم تشخیص فرمود که خیر اهل تعمیه و دو رنگی و دوروئی و حقه بازی نبوده آنچه عقیدهام بود مثل این که حالا هم عقیده ندارم بمستشار خارجی الان عقیده دارم که ایرانیها دستشان را باز بگذارید دارای این اندازه درایت و فکر هستند که خانه خودشان را اداره کنند بلدند آنجا من یک عبارت قبیحی گفتم بفرمایش آن مرد کهر نفهمیدم در خورشان مجلس شورای ملی نبود و نمیبایستی این نوع از عبارات در مجلس شورای ملی گفته شود این بود آقای منصور السطنه عدل که خدا حفظش کند کفیل وزارت دادگستری بود من وقتی آمدم برای مخالفت عرض کردم اظهارات ایشان مردود است این لغت مردود در نظر مرحوم مدرس رضوان الله علیه با این که مخالف دولت بود بمنزله فحش وکلمه بی ادبی در مجلس تلقی شد بعد از ختام عرایض من مرا احضار فرمودند آقای سید احمد بهبهانی رحمت الله علیه صندلیش را خالی کرد من نشستم گفت آقای شوشتری توبچه ملائی، پسر ملائی ـ خودت از نزدیک بسوادی لغاتی که در مجلس گفته میشود غیر از لغاتی است که در دادگستری گفته میشود من مخالف دولت هستم اما مادام که دولت دولت است و مادام که در مجلس شورای ملی هستیم باید احترام امامزاده را ما خود نگاهداریم این دولت مال ما است نباید اهانت بآنها بشود این لغت مردود لغت قبیحی بود خوب میگفتی مطالب ایشان مورد پسند من واقع نشد من نه پسندیدم با موازین قضائی نتوانستم تطبیق بکنم چرا این کلمه را گفتی از آن وقت نصیحت آن مرد بزرگ در گوشم فرو رفتهاست و امیدوارم درمخالفتی که با دولت جناب آقای منصور میکنم یک کلمه از ادب خارج نشده وحقایقی را که میدانم بعرض برسانم و امیدوارم نمایندگان محترم اگر عرایض مرا پسندیدند و تشخیص فرمودند که برای مصالح ممکلت و ملت است مورد توجه قرار بدهند بدوا بازهم باید به بعضی از آقایان مخبرین بگویم که هر قدر مرا ویشگون بگیرند منهم قلقلکی میدهم یکی از آنها مینویسد با صدای خشن اگر صدای من به بعضی از گوشها نارسا است صحیح است که من شوشتری هستم اما نباید پشت تریبون دستگاه همایون بخوانم وبعد بیداد و بعد منصوری و شوشتری و ابوالچپ و بختیاری و لیلی و مجنون همه را میدانم خیر صدای من اینطور است من ازیکطرف شوشتری هستم از یک طرف دیگر گرگانی و اما اینکه فرمودید مویش سفید است و رویش سیاه است چه کنم سرد و گرم این مملکت رویم را سیاه کردهاست و مویم را سفید مثل بعضیها دارای زلف مجعد ابروی مصعد لب میگون رخ گلگون نیستم باید مصالح مملکت را رعایت کرد حالا وارد مطلب میشوم در مقدمه برنامه جناب آقای منصور دولت آقای منصور عباراتی را فرمودند و در تمام برناه لغاتی ثبت شدهاست و عباراتی تنظیم شدهاست که بعقیده من از نظر صورت زیبا است و از نظر معنی بیمعنی، نتیجهای که باید برای مملکت آنا گرفته شود از این برنامه گرفته نمیشود من خیلی مطالب دارم بمن هم نصیحت کردند تشنج ایجاد نکن خدا مرا برو بآتش بیاندازد اگر بخواهم یک دفعه برای این مملکت تشنج ایجاد بشود بذلت پروردگار همه وقت ارامش و آسایش این مملکت را در نظر گرفتم نصیحت و امر آقایان را قبول میکنم از گفتههای اساسی که قطع و حتم دارم پشت این تریبون که دولت حاضر واقع شود در اموری که این امور برای پیشرفت منظور خدمتگذاریشان صدی ایجاد کند، دو قرن است مملکت ما دارای تشنجی است این تشنج طبیعی نیست مصنوعی است اما چه جور و بچه کیفیت میاید تشنجات در قلوب مردم ایجاد و اعمالی میکنند و افعالی از آنها ناشی میشود در صورتی که خود نمیدانند چه کردهاند و چرا کردهاند و چرا میکنند الهام از غیب گرفته یا الهام از خود گرفته یا الهام از آنان گرفته محرک خارجی داشته، محرک داخلی داشته نیست آقای اورنگ میگوید مرحوم ادیب پیشاووری رضوان الله علیه این شعرهائی که من میگویم میترسم یک روزی برگردد این معنی بخودم که اینهم تحریک خارجی بوده مثلا من نظم این است که در قتل ماژور ایمیری که در آن پرونده جناب تیمسار سپهبد یزدان پناه اینجا نشستهاند سیدی که کشته شد جزء آن فقه بود که با لیوان شکسته یازده ضربت زده بود بآن مهمان خارجی برخلاف اینکه ایرانی مهماندوست است ایرانی خارجیها را با نظر تساوی نگاه میکنند که بهیج مذهب رسمی و بهیچ دیانت سمی اگر هم مسلمان باشد و بهیچکس اسائه نشود این حالا نیست بعداز اسلام است قبل از اسلام هم همینطور بوده از کلیمیها باید پرسید که حفظ آنها را زیر لوای شیر و خورشید چه شده این ملت ایران مهمان نواز است آدمکش نیست دیگری کشت ماژور ایمبری را من خودم سئوال کردم از آن سید آقا چرا همچو کردی سید جان بچه مناسبت اینکار را کردی گفت قاتل جدم را کشتم گفتم وه جد تو هزار و سیصد وچند سال قبل در کربلا کشته شده شمر کشته جد ترا چه ربطی دارد بماژور ایمبری گفت نه ماژور ایمبری کشته دیدم عجب تبلیغ مرموزی است عجب دست عجیبی است در کار، سقا خانه را درست میکنند خدا لعنت کند آن کسی را که معتقد است سقاخانه معجز میکند، معجز چه چیز است اسلام عاری از این حرفهای واهی و خطرناک است اعجاز نبیی میکند در زمانی برای مردمی که اتیان بمثل او را دیگران نتوانند کردم سقاخانه معجز کرده یعنی چه آنوقت قتل یکنفر نماینده یک کمپانی که آمده در مملکت در خواست نفت بکند او کشته بشود موضوع تمام بشود بعد هم معجزه تمام شد سقاخانه تمام بشود بعد هم معجزه تمام شده سقاخانه تمام شد النگو و گوشواره پولهای مصنوعی علمهای مصنوعی که داده میشد تمام شده همان سیاست مرموز ملعون دویست ساله وضعیت را طوری کرد که ن بیایم اینجا بایستم بگویم ای جناب علی منصور ای علی هیئت ای مرتضی یزدان پناه آقایان وزراء والله تالله باید هر علت و معلولی را هر دو را سنجید علت را که درک کردید معلول میرود از بین سهل است ممتنع سیاست اداره کرده مملکت ایران سهل است ممتنع سهل است اگر چه بکند افراد داشته باشد همت داشته باشد توکل داشته باشیم بعد عمل و اجرا بکنیم.

به بخشید کارمندان دولت من هیچوقت حمله بصحیح العمل نمیکنم خدا لعنت کند آن تصویب نامه را که آمد خراب کرد تمام قضات عالی رتبه، تمام مامورین حسابی، تمام خدمتگذاران واقعی همه مایوس رفتند، از بازار یکدسته که زرع میکردن آودند پایه ۸ و ۹ و ۱۰ جناب آقای منصور بنده خودم بعد از سالیان دراز همین جناب آقای حاج آقا رضا رفیع یکی از پیشنهاد گان بود آمدندبرای تامین حقوق من گفتند خدمات من را در آستانه قبول میکنند مجلس قبول کرد وزیر دارائی وقت مشرف الدوله قبول گردد وقت پایه دادن یک مامور آخر یک بچهای که یک وقتی در حکومت مرحوم امیر طهماسبی سلیمان آقای خسروی که در وزارت کشور است در آنجا بود سپرده بود که این را هم یک کار بدهید در وزارت کشور ماهی ۱۲ تومان بعد از خودم ۵۰ تومان رشوه خواستند چون ندادم مرا رتبه ۷ تشخیص دادند (بهادری ـ حالا که رتبه ۹ هستید) نه حالا هم رتبه ۹ نیستم از پایه صرفنظر کردم اصلا رتبه ندارم بله اما مایه دارم اگر پایه ندارم توجه فرمودید خوب آن تصویب نامه آمد، پس کارمندان دولت آنان که صحیح العملند آنانکه باید تشویق بشوند، انانکه باید اعتماد بنفس خود داشته باشند که هر وزیر دلخواه هر لاطائل گو، هر مغرضی نیاید او را از پشت میزش بردارد و بگوید برو بآنها کارندارم آیا این بودجه ۱۲۰۰ میلیون تومام صرف اغراض و امیال یک عدهای نمیشود که بیایند بودجه را آقا فلانجا بودجه کار فلانجا بودجه بهداری، فلانجا بودجه کجا، بیایند بسازند حسن و حسین وزیر سبیل مامور چرب شود.

اما جناب آقای منضور در تمام اموری که بعد از شهریور واقع شدهاست شما وارث همه آن امور نیستید نه اماوارث تبعی هستند وارت علی الاصول نیستید، وارث علی الاصول دولت گذاشتهاید وارث تبعی دولتهای گذشته هستید برای اینکه بنده هیچوقت دولت نبودم که وارث تبعی باشم وزیر هم نبودم شماها که بودهاید وارث تبعی هستید وارت علی الاصول دولت گذشته هستید بنده مقداری اینجا یادداشت دارم، مرحوم رضا شاه در زمان خودش بودجهای داشت کارهائی توی این مملکت شدهاست، خط آهن، کارخانهها ابنیه و تمام آن اصلاحاتی که هر مخالف ومعاندی یک ذره اش را نمیتواند انکار کند هیچ آیا مقایسه میکنیم بودجه آنروز مملکت را با بودجه امروز مملکت، چه جور از آن بودجه استفاده میشد با اینکه همه ناراضی بودند راست هم میگفتند و البته مامورین املاک و البته مامورین ولایات نسبت بمردم تعدی میکردند و این تعدی هم باز از نقطه همان دست مرموز بود که دیدند این شاهی که سیصد سال مثل او برای مملکت نیامده انداختند در اطرافیان فکری و یک وضعیتی که برای آن خدمت شهریور را درست کردند و البته در ضمیر و در ماهیت و در عمل و در فکر آن پادشاه همه اش خدمت بود چطور شد که تمام این خدمات را منعکس کردند چطور شد آن بودجه بود حالا هم بودجهاست بودجه چقدر است شنیدم ۱۲۰۰ میلیون تومان بودجه تهیه شدهاست باز هم برای این بیکارهائی که …

برای اینکه اجنبی منافع انها را از بین ببرد امروز آقایان ملاحظه میفرمایید در ویتنام برای استقلال و حق حاکمیت خودشان جنگ میکنند در برمه جنگ میکنند هندوستان مستقل شد ولی در این کشور هیئت حاکمه برای خیانت به مملکت توطئه بر علیه ملت میکند قلمهای مردم را میشکنند برای چه؟ مهدی ارباب ـ هر چند تذکر بنده شاید اینجا مورد نداشته باشد ولی در روزنامه اطلاعات دیدم که یک نکتهای بنام بنده تذکر داده و آن این است بنده اظهار کردهام خدا ذلیلش کند این کلمه از دهان بنده بیرون نیامده و چنین اظهاری نکردهام. جواب دادم آقا مگر تهران را در پرقو بوجود آوردهاند که دیگران را در خشت خام این چه تبعیضی است تهران نانش را ارزان بکنید آنوقت از تمام اطراف میریزند تهران نان ارزان است هی تمام دهاقین میایند اینجا همه جا خالی میشد بعلاوه یک عیبی هم دارد که شما متوجه نیستید گفتند عیبش چیست؟

اما یک موضوع دیگر بانک صنعتی جناب آقای منصور بانک صنعتی منحل شد من آنچه را که اطلاع دارم بانک صنعتی هیئت مدیرهای داشت مرکب از سه نفر یک نفر هم مدیر عامل بود اینها چهار اتومبیل داشتند حالا بانک صنعتی ۱۵شرکت است هر شرکتی مثل پنبه قند نوغان ذغال هر شرکیت ۶ مدیر عامل یعنی چهار اتومبیل شد ۶۰ اتومبیل ایا موارد اصلاح و تصفیه این است من پریروز اینجا حمله کردم به شرکت تلفن اینجا بآقای وزیر پست و تلگراف هم عرض کردم دیروز یک عدهای از آن شرکاء آمدند پهلوی من گفتند آقا صحیح این است که ما تخلف کردیم مردم هم ناراضی هستند یعنی ما باید همه فحشها و زورها همه را گوش بکنیم.

همین نفت بود و این دارسی علیهاللعنه از روی کتابهای تاریخ قدیم که راجع به ایران رومیها یا یونانیها نوشته بودند چون خیلی با هوش و بوکش بود به اصطلاح انگلیسها خودشان یک اصطلاح دارند که میگویند چون انگلیسی نمیدانم و لغتش را هم نمیدانم انگلیسها میگفتند که هر جا یک طلایی هست و یا نفتی پیدا شود دارسی بو میکند و میرود آنجا (جمال امامی – فلر) فلر فرانسهاست عرض کنم دارسی این کتابهای تاریخ را خوانده بود که یک آتش جاودانی بوده که همیشه میسوخته و خاموش نمیشده و احتیاجی هم به هیزم و زغال نداشته او حدس زد باید نفت باشد و رفت و پیدا کرد ولی اجداد ما که آتش را مقدس میدانستند و مظهر یزدان میدانستند از اینهم من یک رمزی کشف کردم میخواستند به آیندگان خودشان بگویند که مظهر استقلال و عظمت و تمامیت و مظهر بقای شما و مظهر یزدان پرستی همه نفت است شما باید این نفت را در مقابل اهریمن که با یزدان همیشه در جنگ است حفظ کنید شما خداپرستها باید نگذارید شیطان دستش به این آتش مقدس برسد این رمز را از هزاران سال به یادگار گذاشتند و ما باید این آتش مقدسی که خزینهاش در دل این خاک عزیز نهفتهاست این را خودمان بدست بگیریم و دست این اهریمن صفتان را کوتاه کنیم باید یزدان بر اهریمن غالب بشود و باید نور بر ظلمت غلبه بکند و بالاخره خواهد کرد و لو کره الکافرون آقایان ما هیچ چیزمان از این مملکت کوچکی که همه چیز خودشان را در سایه اراده خود بدست آوردهاند کمتر نیست و میتوانیم اینکار را بکنیم فقط برای اینکار یک چیز لازم است یک خورده جرئت بکنیم یک خورده فکر بکنیم وضعیت حساس بینالمللی را در نظر بگیرید وضعیت حساس خودتان را هم در نظر بگیرید خواهید دید که میتوانید این کار را بکنید شما نمیدانید یا غلط گفتم شما میدانید که شرکت نفت چه فجایعی در این مملکت میکند یک عده از جوانان ایرانی میروند آنجا کارمند شرکت نفت میشوند وضع زندگی اینها را طوری میکنند که وضع گذران و زندگی اینها را طوری میکنند که وضع گذران و زندگی اینها منحصر به همین حقوق شرکت نفت میشود و از اینها هر استفادهای که میخواهند میکنند من فقط یک نمونه کوچکی خدمت آقایان عرض میکنم که خیلی خیلی متاثر شدم و حقیقتا اگر این جریان را قبلا میدانستم خودم در این قسمت عملی نمیکردم در یکی دو تا از روزنامههای نفتی البته روزنامه نفتی آنچنان روزنامههای است که کاغذش را اول انتشارات شرکت نفت میدهد خودش روزنامه را چاپ میکند اداره تبلیغات و انتشارات کل کشور شاهنشاهی ۸ هزار یا ۵ هزار شماره از این روزنامه را میخرد و میفرستد به ولایات این چنین روزنامهای را روزنامه نفتی میگوییم در یکی از این روزنامههای نفتی یکی دو تا کاریکاتور کشیده بود که شناخته شد و تشخیص داریم که این کاریکاتورها را یک نفر کارمند شرکت نفت که برای اینکار به تهران آمده بود کشیده مثل آن مقاله نویس شرکت نفت که او هم به تهران آمده بود البته من خیلی مفتخر شدم از این کاریکاتوری که در این روزنامه کشیده بودند (جمال امامی – بچه شکلی کشیده بودند؟) به شکل خرس ولی ملت ایران را هم بشکل یک پیرمرد خرس ولی ملت ایران را هم به شکل یک پیرمرد بیچارهای که یک زنبوری هم روی پیشانیاش نشسته و این خرس هم یک سنگ برداشته که بزند و آن زنبور را بکشد و منهم خیلی کیف کردم جناب آقای جمال امامی چون اگر ما این زنبور را نتوانیم بکشیم خیلی بهتر است که با کله آن خفته یکجا کشته بشود و این بهتر از این است که این فساد و این فحشاء ادامه پیدا کند کاش زودتر ما نابود بشویم و تاریخ گذشتهمان بیش از این لکهدار نشود راجع به این موضوع ما در روزنامه نوشتیم البته از مجله اخبار هفته که هر هفته منتشر میشود و کاریکاتورهایی آنجا میکشند شواهدی در آنجا ذکر شده بود که کاملا معلوم بود کار این شخص است و بعدا هم تایید شد یک نفر از دوستان ما که به من کاغذ مینویسد چون مردم به من خیلی کاغذ مینویسند یک کاغذی از آبادان به من نوشته بود شرح حال این کاریکاتوریست را برای من نوشته بود (جمال امامی – مقالات آن روزنامه را اداره تبلیغات مینویسد) بعضیهایش را کارمندان شرکت نفت و بعضیهایش را هم نویسندگانی که ما از نزدیک مدتی با آنها محشور بودیم در محبس پارسال خدمت آقای مکی و آقای حائریزاده ایشان هم آنجا بودند عرض کنم که یک نامهای (خیلی معذرت میخواهم از این که وقت آقایان را میگیرم) این دوست بمن نوشته بود که تو اگر میدانستی و از وضعیت زندگی این کاریکاتوریست مطلع بودی هرگز راجع به او یک کلمه نمینوشتی و شرح داده بود که این شخص پسر مرحوم سرگرد نیکزاد است که رئیس سابق کلانتری شماره دو آبادان بود در موقع اشغال شهریور انگلیسها با مسلسل این سرگرد بیچاره را در اطاق کارش کشتند (فقیهزاده – با پسرش متشکرم با پسر کوچکش میکشند این پسر دیگر که کاریکاتورست است آنوقت در قم بوده این میماند و یک مادر و آن وقت مجبور میشود که بیاید به استخدام شرکت نفت خیلی معذرت میخواهم از این جملهای که میخواهم حضورتان عرض کنم اداره فعلی انتشارات شرکت نفت در آبادان همان کلانتری ۲ سابق است و اطاق کار این بچه بدبخت همان اطاق کاری است که پدرش و برادر بدبختش بدست انگلیسها در آنجا کشته شدهاند و این بدبخت مجبور است که توی این اطاق که هر ساعت خاطره کشته شدن پدر و برادرش را پیش چشمش میاورد بنشیند و کار بکند برای اینکه نان مادرش را بدهد خدامیداند که بی اندازه متاثر شدم که من برای چه راجع به همچو جوانی نوشتم که کاریکاتور مرا کشیده بود او مجبور بوده بکشد.

اسطوره واژه ای است عربی که آن را به دو صورت توجیه و ریشه یابی کرده اند: یکی اینکه ” اساطیر” از فعل «سطر»(نوشتن) و اسم آن یعنی «سطر» است و صیغه جمع یا جمع الجمع اسطار یا اسطیر یا اسطیره یا اسطور یا اسطوره است. الان هم اداره شهربانی و دولت میریزند توی خانههای مردم و چاپخانههای مردم میروند روزنامههای مردم را ضبط میکنند مطابق کدام قانون است که دولت و شهربانی اینکارها را میکنند آقا این مملکت که ۴۳ سال از مشروطیت آن میگذرد پس از اینکه در حدود شاید نصف جامعه بشر منحرف شدهاند نتیجه سیاست دولت ایران این میشود که آن حق اولیهای که برای تمام افراد مردم در صد سال در صدو پنجاه سال قبل معین شدهاست در ایران هنوز برای ملت ایران قائل نیستند علت اینکه مطابق اصول قانون اساسی من و امثال من در خانه خودمان نباید بتوانیم مصون بمانیم برای چیست؟

این انتظار شخص شاه است و تمام ملت ایران باستثنای عده معدودی طرفدار این امر هستند که بااین اصل معین با دادن اراضی به زارعین و اشخاصی که در زمین کار میکنند از این راه جلو کمونیزم گرفته شود. البته، نژادهای مختلف گاوها نیز نقش مهمی در این امر ایفا می کنند، زیرا برخی از آنها به دلیل تولید زیاد شیر خود معروف شده اند. آشتیانیزاده ـ عرض میشود که بنده عرایضم نسبت به برنامه آقای منصور همانطوری که در دولت جناب آقای ساعد عرض شد … بایده همه ببینیم علت اینکه در خارج منعکس میکنند که آن اقلیت است و آن اکثریت اینها را باید پیدا بکنیم بنده در ناصیه دولت حاضر …

جناب آقای منصور سن خود را کردی موی من هم سفید شدهاست باید فداکاری کنیم بیائید بدنیا اعلام کنیم ما بدبختیم مایل پیروزی بودیم نباید اینطور سرما بیاورید چرا باید بیاورید این حرفها چه چیز است اگر رمل میانداختیم به بخشید آقای سید جلال الدین تهرانی به بخشید اگر رمل میانداختم میگفتم این تحریکات از شکل نصرت ـ الدخل سات با نصرت الخارج را مهارت رمل است یا در نبات رمل در شکل لحیان است یا شکل انگلیس اما برای اینکه دولت ایران را … در وضعی که خود جناب آقای منصور مکشوف است و میدانند از هر جا کشاورزان میآیند بطرف تهران برای اینکه کار ندارند و اگر امسال هم غلهها در انبار بماند و خریدار نداشته باشد وضعیت بسیار بسیار نامطلوبی را پیدا خواهد کرد استدعا میکنم که توجه بفرمایند که اداره غله نه بمفهوم اداره قدیمی که گفته میشود برای دولت ضرر دارد بلکه بعنوان (افیس دوبله) که در همه جا هست و خریدار غله هست بتواند عمل بکند و عرض کردم یک حداقل قیمتی را معلوم بکند وبگوید که دولت باین قیمت خریدار است و هر کس هم میخواهد بفروشد موضوع دیگرم مربوط بتریاک است راجع بتریاک صحبت بسیاری شدهاست بنده از کسانی هستم که نه خودم تریاکی هستم ونه پدارنم هیچکدام تریاکی نبودهاند البته زیاد علاقهای باین موضوع ندارم و تصدیق میکنم که دولت ایران یک گرفتاریهای بین المللی هم از این لحاظ دارد و اینهم بر بنده پوشیده نیست وقبول دارم ولیکن بازهم فعلا و در سال حاضر کشاورزان و مالکین وکسانیکه زمین دارند میدانند که تریاک برای اینکه بوجود بیاید مقادیر زیادی خرج دارد تا نمو کند و بوجود بیاید امسال این خرج شدهاست و بقراری که بنده اطلاع حاصل کردهام میخواهند بقیمتی خیلی نازلتر از سالهای گدشته تریاک را خریداری بکنند البته اینکه آیا باید اساسا تریاک را اجازه داده کاشته شود یا نه بنده هم موافق با محدودیت کشت تریاک هستم ولی مقصود این است که فعلا این تریاکی که کاشته شدهاست وتا بیست روز، یکماه دیگر بعمل میآید و مبالغی هم خرجش شدهاست توجهی بفرمایند که اینهم وضعیت مطلوبی داشته باشد.

اکنون باید دید قوم بنی اسرائیل کیستند و ایرادات آنان بر چه کیفیتی بوده، که صورت ضرب المثل پیدا کرده است. اطمینان داشته باشند، این صدا بقدری قوی خواهد شد که بالاخره از پرده گوش آنان خواهد گذشت و آنوقت خواهید دید که تعدیل ثروت تعدیل مالکیت سپردن وسائل تولید بدست زارع وکارگر دیگر بصورت درخواستهای متضرعانه طبقات محروم و ستم کشیده مردم نخواهد بود بلکه آرزوهای خود را خودشان جامه عمل خواهند پوشاند.

دیدگاهتان را بنویسید