دکتر مهدخت معین فرزند محمد معین است

دکتر محمدامین ریاحی تعداد شعرای ارانی و آذربایجانی این مجموعه را به این شرح آوردهاست: «از گنجه ۲۴ تن، از شروان ۱۸ تن، از هریک از دو شهر تفلیس و بیلقان ۵ تن، از باکو و دربند از هرکدام یک تن، از یازده شهر آذربایجان و زنجان هم نام و شعر شاعرانی به این تعداد آمدهاست: مراغه ۷ تن، تبریز ۵ تن، ابهر ۳ تن، خوی، زنجان و اهر هرکدام یک تن، اردبیل و اشنو و سجاس و خونج و اخلاط و موصل هرکدام یک تن.

اگر دوستانی دارید که آنها هم به یادگیری زبان انگلیسی علاقمند هستند، لغات جدید را در قالب مکالمه یا جمله با آنها تمرین کنید. الف ـ حروفی كه صد درصد لغات آن خارجی است. برعلاوه اسناد معتبر فوق النجيو نويسندة شهير فرانسوي (درقيدحيات) ميباشد، در اثريکه درمورد باشندگان افغانستان نوشته است و در کتاب حدودعالم ، در رديف الف فرهنگ دهخدا هم متکي بر اسناد آثار تاريخ ؛ايماقها را ازنسب ودودمان تورکها قلم زده اند. بناءً بصراحت ميتوان گفت که باشندگان اصلي کابل و حومه آن از نژاد تورک مي باشند.

ودرصفحه 380 کتاب افغانان ، جاي – فرهنگ – نژاد ، نيز ميخوانيم : غلزايي ها(قلچها) اصلأ باشندگان ايران اند درزمان نادرشاه افشار متواري شده به افغانستان آمده اند وپادشاهي آنها توسط نادر شاه بمشکل شکست خورد . طبيعيست که درزمان سلطنت ويابعدها ازسلالة اوغوزخانيها درکوهپايه هاي افغانستان نقل مکان وزيست نموده اند. 1- جمشيدي ها واغلبأ فيروزکوهي هاي امروزي که درتاريخ به اسم فيروزکوهي قدامت کهن تري ندارد ،نيز ازسلالة تورک هاي ساکا ها وتوکيوها ميباشند ، پس و پيش باکاولي ها وزاولي ها وارد دامنه هاي کوههاي مرکزي ازجمله کابل کنوني شده اند که کاول يا کابل ازقاول، زابل از زاول گرفته شده که در رديف و هم وزن آن اسماي نظامي مانند :چينداول،چينکداول،قراول،کيپتاول،يساول،بکاول،هراول،چپاول، شقاول ،بهاول، دقاول ،سوزاول ،ينگاول، …

2- تايمني و تايموريها که بعدتر ازساکاهاو توکيوها از سلالة تورک مغولها وارد افغانستان شده اند و هزاره ها نيز ازقوم تبتي ها ويوچي ها اندکه بنابر فشار هيونگنوها (سلالة کوشانيها وسيتيها) به کوه پايه هاي افغانستان پناه آورده به مرورزمان زبان وعادات خودرا تغييرداده اند . اوغوزخان درساحات کاشغرستان (قشقرستان) قزاقستان ومغلستان کنوني درقسمتي ازافغانستان امروزي وحتي ازايران پادشاهي نموده وبه استنادفوق بالاي 12 نبيره خود ايماق (نسل) نام گزاري نموده که تاحال 12 ايماق نام مانده است ، اگرقوم ايماق زاده هاي کوه پايه هاي افغانستان باشند وازعروق تورک واوغوزخان نيستند اين نام ازاولاده اوغوزخان چگونه به آنها آنجا انتقال يافته است ؟

«ايماقها» ازچند قبيله مختلف تشکيل شده اند ودراصل نام شان چهار ايماق بوده است که ازقبيلة: جمشيدي، هزاره(هزاره بادغيس وهرات) فيروزکوهي وتايمني تشکيل يافته اند، اقوام تيموري، زوري ودُرزي شاخه ي ازقبايل تايمني محسوب ميشوند. درصفحة 427 کتاب (افغانان) جاي – فرهنگ – نژاد، نوشته مونت استوارت الفنستون(سفيرانگيس درزمان شاه شجاع)آمده است:چهار ايماق اصلي عبارت ازتايمني (تيمني) هزاره ،تيموري (تايموري)، و زوري نخستين بخش اين ايماقان شامل دوبخش ديگرقپچاق ودُرزي نيز هست. در کابل صرف در حصه موجوديت قزلباشها در صفحه 296 کتاب افغانان – جاي – فرهنگ – نژاد درزمان شاه شجاع مي نويسد: قزلباشها که مهاجران تورک اند از سوي ايران آمده اند 12000 تن در کابل بود و باش دارند در مراد خاني ، چنداول، جوانشير و رکاخانه يعني مرکز کابل زيست دارند.

موجوديت قديمي ترين اسماي فراوان جغرافيايي تورکي در مرکز و محلات کابل شاهد اين مدعاي ماست. مانند چنداول، قره تاي چنداول، ده بوري، ده مزنگ، ده کيپک، ايرغيمير، مراد خاني، کوه قروق،ديوان بيگي، فاضل بيگ، قرغه ، چيمتله، قروق تيپپه دردارالامان، آقسراي درقسمت شمال کابل ،درة چومله ياچيمله درپغمان … براي اثبات اين ادعا بايدمتذکرشدکه (تاي يا داي وزاي)که اصل ريشه تورکي مغولي دارد تاي به لهجه تورکي شرقي وداي به لهجه تورکي غربي معني خيل وقوم راميدهد وزاي هم درزبان تورکي مغولي تخم،نسل ونسب راميدهدکه باوروداقوام فوق الذکرتورکي واردفرهنگ کشورگرديده که زبان آنهاتغييريافته ولي چينين کلمات تاهنوزاززبان تورکي درزبان پشتوودري درکشور استعمال ميشود: اولوس، جرگه، لوي، انا، اکا، اتل، کاچوغ(قاشّق)، جَغه(يقه يايخن)، اورت(يُورت) کروت (قروت)،گون (که کلمه تورکي مغولي است معناي جمع وتوده را ميدهد گوند ساخته اند) تاي، داي، زاي يا زَي…

تاي ياداي که دراول ياآخرکلمه آمده است مانند: آلتاي، اوکتاي، چغتاي، تيمورتاي قره تاي ، ياتايمني، تايموري،يا داي زنگي،دايکوندي، دايميرداد، داي کلان، داي چوپان،داي ختا، داي پولاد، داي ميرک، داي قوزي، داي ختن، داي قلندرويا زي رضا، زي حسين،زي نظر،زي جاني،زي شادي،زي غوله،زي قوزي، زي ختاي(درهزاره جات) … تورکي مروّج کشور وتاريخ آنها خالي ذهن ميمانند ، بدون دريافت ريشه اسما وتاريخ کلمات به تعبيرهاي خيالي به تحرير ميگيرند ويا ازروي تعصب وبدبيني ميخواهند معني اسماوکلمات مروّج تورکي راتغييردهند،مانندکه:(ايري تام)راحيرتان،بويني قره را شولگره، خواجه دوککه را خواجه دوکوه ، قوش تيپپه را خوش تيپه،تاش گزر، را تاجگزاروجنده که نام تاريخي علم مبارک ميباشددراين اواخرميخواهند به جهنده تغيربدهند ؛جهنده مي نويسند.

در تحقیقی که روان شاد دکتور احمدجاوید دراین باره بعمل آورده می نگارد که سلاطین خلجی والیان آنها چنین رسم خجسته را سروسامان بخشیدند ودر مقام حمایت و تشویق از علم وادب، تربیت وترغیب علما وشعرا برآمدند. در خاتمه اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی که با رای مردم تصویب گردید و زبان فارسی را زبان ملی و سایر لهجه ها و زبان های ایرانی را در کنار آن معتبر و محترم می شناسد و به عبارت دیگر فارسی را زبان مشترک اقوام ایرانی معرفی می کند ، از نظر خوانندگان می گذرد . يعني اين نظر دليل تورک بودن ايشان را درصفحات بالا تأئيد مينمايد.

درصفحات متعدد همين کتاب قوم چيلوشيتيهاي کتواز را چهلباشي يا چلباشي هاي تورک خوا نده درصفحه 374 ازيک نژاد بودن دُرانيان نيز مشتبه شده مينويسد : درانيان خوشکل اند وسيماي متفاوت دارند. اينان بدو بخش منقسم ميشوند : تورانيان و برهانيان (بورانيان) ، بزرگترين قوم ايشان تورانيان اندکه به خليلي هاي هوتکي وتوخيها منقسم شده اند .گمان ميرود خروتي هاهم نيز ازاين قوم باشند ، وسليمان خيل علي خيل اندر (سهاک) وتره کي از عروق برهانيان اند . که بود اندر سخن بسیارمایه. در اصل ایگ بود بعد از تصرف اعراب او را ایج گفتند.

آن بود که شخصی را بی رضا و رغبت او جایی برند یا کسی را بی رضای کسی در خانهء خداوند فرود آرند. ذبح و حیوان مذبوح تا وقتیکه جان بکلی از بدن او نرفته. شورمان تاريخ نويس انــگليس در کتاب The Mongols of Afghanistan با تفصيل ايماقها را از نژاد مغل خوانده مي نويسد که ترجمه دري اينست : براي اولين بار ظهيرالدين محمد بابر کلمه ايماق را بالاي اين عروق استعمال نموده است، قبل از آن در هيچ منابع اسم عروقي بنام ايماق تذکر نرفته است. شما به راحتی می توانید با دادن آدرس یک سایت اینترنتی، صفحات مربوط به آن را در داخل تک تاز مشاهده و ترجمه لغت به لغت کنید.

برای آنان مثل آب خوردن ساده است فقط کافی است یکی دوتا مترجم انگلسی به فارسی و پشتو استخدام نمایند که روزانه تمام مطالب نشر شده در سایت را به زبان مردم افغانستان برگردانند. پس نویسندگانومترجمین كه طبعاً فعال تر می باشند و بویژه مترجمین متون علمی كه نخستین كسانی هستند كه با كمبود و نارسایی لغات فارسى در برابر واژههاى بیگانه آشنا می شوند، ناگزیر از یافتن راهی برای چارۀ کارهستند و چه بسا كه خود اقدام به معادل یابی و لغت سازی می نمایند. ساختن دروغ، بخصوص دروغ های سیاسی و دروغ های دینی، همواره راحت تر از زدودن آن ها درتاریخ بوده است، بخصوص وقتی برای عده ای وسیلۀ کسب اعتبار، و یا وسیلۀ کسب و زندگی می شود.

مکانی باید بزرگ و مناسب و وسایلی می خواهد کامل و سزاوار و موادی اصلی و سالم و بی عیب و صبر وحوصله ای باید که آزمایشات مکرر و ناکامی های اولیه، سازنده را نومید نسازد، پس از این مقدمه باید گفت: گردآوری نسخه های گوناگون مرکب از کتاب ها و مدارک مختلف عربی و نظم و ترتیب آن برای پرداختن کتاب و رساله و مقاله کار چندان دشواری نیست؛ اما انتقال تجربه ها و نشان دادن روش های عملی و نقل نسخه های مجرب بطوری که نویسنده در برابر کسانی که می خواهند با آن عمل کنند شرمنده نشود کار ساده ای نیست.

گاهیاوقات، نیز میتوانید برای یاد گرفتن لغات سنگین از هممعنیهای آن لغت استفاده کنید. کتاب کراکوس گنجهای دربرگیرندهی آگاهیها و اطلاعات بسیار مهمی دربارهی تاریخ ارمنستان و ارتباط آن با ایران در دوران ساسانیان و پس از اسلام نیز هست. در ارتباط 12 ايماق درص31و32 کتاب شجره تراکمه نوشته ابوالغازي بهادرخان تحت عنوان «اون ايککي يوزلوک وييگيرمه تورت ايماق نينگ معني سي نينگ ذکري » چنين آمده است: … درصفحة 136 و137 همان کتاب متکي به اسناد بااعتبار تاريخي تحت عنوان ايماقها چنين ميخوانيم : کلمه ايماق تورکي مغولي است،بمعني قبيله وقوم. مينويسند ودرغيرآن به ريشه وتاريخ کلمه بانديشند ومراجعه نمايند به زبان شناسان وکسانيکه به آن زبان تکلم ميکنند آنگاه مرتکب چنين اشتباه نميشوند ،هم ريشه آن پيداميشود وهم تاريخ وحقيقت بدست ميآيد.

واگر ازاسماي تورکي عين کلمه را هم مينويسند بيشتر باغلطي املايي انشأ ميکنند مانند اولوس را ولس اوردک را وردک قـَوچي را قـُچي يورت را اورت… اما وقتی در یک جمله قرار میگیرد نحوه عملکرد کلمه را از نظر معنی و همچنین از نظر دستوری در جمله نشان میدهد. مانند کلمه (افغان) برداشتيکه ازاين کلمه دارند ازروي معني تحت لفظي پارسي آن (ناله وفغان ) معنا ميکنند اگرمااين کلمه رااززبان تورکي بگوييم بالاي ما به غضب خواهندآمد، وگرنه اين کلمه افغان نيست بلکه اوغان است، کلمة مذکوردربين تورکها، حتي درزبان مردم پشه يي نورستاني وبلوچان وهزاره ها بلکه درزبان اکثريت مطلق مردم افغانستان اَوغن، اوغان، اوگن، اوگان مورد استعمال داردکه شروع ازقرن 19 (ع) افغان تحريروقبول شده است ، اگرخواسته باشيم به اين قوم پيشينه ديرينه ترداده باشيم يا اين را بپذيريم که :درسواحل بحيرة خزر( بحيرة کسپين کنوني)»خزر به عنوان قومي ازتورک نژاد» وجودداشته که بنام (اغوان) يادشده است بعضيها به اين معتقداند اين قوم ازآنجا آمده باگذشت زمان اغوان به اوغان تبديل شده است.اگراين کلمه را اوغان بپذيريم وازروي معني تحت لفظي آن قبول بکنيم وبه آن تاريخ وپيشينة بيشتربدهيم کلمة(اوغان) مستقيمأ معني تورکي دارد که اوغان آويغان يا آويگان يعني ازيک جهت به جهت ديگر تغييرحالت کرده وتبديل وضعيت نموده وگرايش کرده را ميگويد که اين کلمه باآمدن تورکها نامگذاري قوم گرايش کرده ازقوم تورک به قوم ديگرگرديده است.

دیدگاهتان را بنویسید