داستان های زنان/شوهر آمريکايی – ویکینبشته

عرض میکنم که همیشه آقای نخستوزیر وقتی که استاندار آذربایجان بودند فشار زیادی بدولت آوردند یک قسمت از راه بستان اباد به تبریز را که صد و چند کیلو متر است اسفالت شده سال گذشته خودم از این راه عبور کردم مشغول اسفالت ریزی بودند و چون اسفالت میریختند راه فرعی درست نکرده بودند و بعد هم این راه تمام شد جناب آقای سر تیپزاده سه چهار روز قبل از آذربایجان آمدند میگویند این اسفالتها خراب شده و راه قابل عبور نیست آخر ملاحظه بفرمایید اگر خاک ریزی میکردند بیشتر دوام میکرد ایشان میفرمایند در ظرف شش ماه این اسفالت از بین رفتهاست حالا آقای وزیر را تشریف بیاورند اینجا آن روز گفتند ما بازخواست کردیم سیصد هزار تومان پولش بود ضبط کردیم سیصد هزارتومان پول پانصد متر یا یک کیلومتر است ۳۵ کیلومتر چه شد خیلی خوب هر کنتراتچی میاید که سه میلیون تومان پول میگیرد سیصد هزار تومان هم در صندوق میگذارد و بقیه را بر میدارد و میرود اینکه فایده ندارد پس اسفالت نکنید بهتر است آقای حاج حاذقی داد میزند که برای مردم اسفالت درست کنند برای مردم فکر کنید این اسفالت است این پول مردم است پول کیست؟

حاذقی ـ وضع مردم این مملکت به مراتب بدتر است فکر مردم را باید بکنید که نان ندارند بخورند ودارند میمیرند. اعلیحضرت هم از این کار خیلی خوششان آمد و بعد فکر میکردند که این کاری است که خیلی ساده و اتوماتیک برای هر جائی میشود انجام داد و فوری دستور دادند که از این پس به هر شهرستانی میروید امکانات توسعه صنعتی آنجا را هم برایشان تهیه بکنید در صورتی که این در اشل بعضی از استانها عملی بود و در بعضی جاهای دیگر هم به آن صورت قابل عمل نبود و سیستمی نبود که همیشه بتوانیم انجام بدهیم.

آشتیانیزاده ـ بنده با خدای خودم عهد کردم و در مقابل وجدان خودم متعهد شدم بدون هیچگونه ملاحظهای، بدون هیچگونه خوف و وهمی هر کس در هر کجا هر نوع فساد و تباهی را باعث شود لااقل د راین مجلس مقدس هم بعرض دولتهای وقت برسانم و هم بگوش ملت ایران تصمیمی است که بنده گرفتهام حتی متعهد شدهام که بمنظور و اساس این سلطنت ورژیم حتی اگر نزدیکترین اشخاص مقام سلطنت اعم از خواهران و برادران اعلیحضرت مرتکب خطا و خبطی بشوند با کمال صراحت این جا بمنظور حفظ منافع شخص شاه بگویم و از امروز اعلام میکنم بتمام رفقا و دوستان و آشنایان و اشخاصی که با بنده سلام و علیک دارند که اگر روزی اینجا یکی از خلاف هایی که خدای نکرده اگر خلافی کرده باشند این جا بنده بگویم این جا و موجب رنجش آنها نشود حالا وارد مطالب میشوم، بموجب ماده ۷۶ قانون نظام وظیفه عمومی که درسال ۱۳۲۷ بتصویب رسیده و باستناد ماده ۷۹ قانون اصلاح قانون نظام وظیفه مصوب ۲۹ اسفند ۲۱ دانشکده افسری احتیاط د رمهرماه هر سال تشکیل میشود و ادامه نظام وظیفه عمومی مشمولین دیپلمه و لیسانسیه و دکتر را از اول تاسیس دانشکده افسری احتیاط تا کنون در مهرماه هرسال احضار وبه نسبت احتیاج دانشکده برای خدمت وظیفه اعزام میدارد.

انشاءالله اختلافی نیست، عدهای ازمحصلین که بعد از حادثه شوم شهریور ترک تحصیل داشتند ا زدوسال پیش که وضع کشور صورت ثابت تری بخود گرفت از نو در دانشکدههای مختلف مشغول تحصیل شدند و چون همه ساله عده زیادی در قرعه کشی نظام وظیفه شرکت میکردند ومعاف میشدند یا ورقه آماده بخدمت بآنها میدادند باتکاء این سابقه جوانهای مزبور که تعدادشان زیاد است بادامه تحصیل میپرداختند و اکنون عدهای از آنها در کلاسهای اول ودوم و سوم دانشکدهها وبعضی در سالهای چهار و پنج دانشکده پزشکی هستند و با اعلان وزارت جنگ واحضار آنها بخدمت مجبور میشوند ترک تحصیل کنند ونمره چند سال کوشش خود را زیرپا بگذارند این اقدام و ظلم خاصل است در حق این جوانها که اگر تحصیلات خود را با تمام برسانند مسلما بحال مملکت مفید خواهد بود و در صورت عدم بروز مخاطرات قطعی و فوری که موجب بسیج همگانی باشد احضار این قبیل مشمولین بخدمت موجبان زیان و احضار آنها مضر بحال ملکت است، بنده میخواستم از جناب آقای وزیر جنگ استدعا بکنم.

برا ی حفظ همین زمینهها و دیوار کشیدن چون ساختمان نمیتوانند بکنند، پول ندارند نتیجه این است که در دست آنها میماند و میفروشند یک عده پولدار و وزارت جنگ هم هیچ نتیجهای از این کارش نگرفتهاست بنظر بنده حتما باید یک برنامه ساختمانی بادادن قرضه بافسرها و کارمندان دولت (وزیر جنگ ـ در نظر است این کارها بشود) (یکنفر از نمایندگان ـ کارمندان دولت) کارمندان دولت را هم تذکر میدهم حتما باید این کار بشود تا بشود نتیجه گرفت همین طور در مورد کارمندان دولت بنده خواستم بگویم حقیقه وقتی که آدم رد میشود از این جاده پهلوی این کارمندان را که انسان میبیند با یک ذوق و شوقی آمدهاند سر زمینهای خودشان ایستادهاند ولی فرض بفرمایید که یک راههایی را یک تپه هایی را تپه ماهور خاک ریزی میکنند دیوار میکشند وهیچکدام را بنده ندیدم که ساختمان بکنند (یکنفر از نمایندگان ـ پول ندارند) پول هم ندارند و بنده اطلاع پیدا کردم که دولت سابق یعنی آقای وزیر دارایی سابق آقای گلشائیان طرحی تهیه کرده بودند که بکارمندان و خدمتگذاران یک قرضهای بدهند و این قرضه طویل المده را در ظرف پانزده سال بیست سال استهلاک بکنند که با این ترتیب بتوانند کارمندان قرض بکنند و خدمتگذاران جزء چند اطاق بسازند و ساکن بشوند و من انتظار دارم که جناب آقای منصور همان پیشنهادی که در زمان آقای گلشائیان تهیه شده بود و گویا آقای ایمانی بودند که رئیس تقسیم اراضی بودند و بسیار عنصر شریف و پاکدامنی هستند و حقیقه ایشان در موقعی که ریاست تقسیم اراضی یوسف آباد را داشتند آمدند اشخاصی که حقیقه روی پارتی بازی و روی چیزهای مختلف زمین گرفته بودند زمین را از آنها گرفتند وباشخاصی که عائله دار و ذیحق بودند وهمچنین خدمتگذاران جزء تقسیم کردند من امیدوارم این نظری که داده شده در مورد عموم کارمندان دولت (شوشتری ـ کارمندان.

نایب رئیس ـ تکلیف را آییننامه معین کردهاست واخطار هم وارد نبود و تذکر قانونی نبود در این موضوع برای این که موضوع غیر از این است که آقا فرمودند. حالا آقایان توجه بفرمایید که آنها میگویند که این فاکتورها مورد استفاده نبوده برفرض جعلی هم باشد سند مجعول وقتی شامل تعقیب کیفری است که مستلزم ضرر یک کسی باشد و از آن یک کسی استفاده کند، فاکتورها در موقع ورود این کالاها مورد عمل و سند نبوده وسند یت نداشته بلکه مطابق مقررات گمرکی بایستی که اجناس در گمرک ارزیابی بشود و روی همان ارزیابی حقوق و عوارض قانونی گرفته شود و اداره گمرک ارزیاب تعیین کرده و آمده اینها را تقویم کرده ومطابق همان تقویم از ما حقوق گمرکی گرفتهاست (شوشتری ـ یعنی زدند زیرش) (صدرزاده ـ درهر حال قابل تعقیب است)وثانیا آییننامه مصوب ۱۳۱۵ که ماده ۹۸ آن مستند به این جریمهاست ملغی و بجای آن آییننامه مصوبه ۱۳۲۰ میباشد و ثالثا اداره کل گمرک درجات ما به التفاوت ماخذ تسعیر دولار را بیشتر از نرخ رسمی د ولتی قرار داده و این عمل مجوز قانونی نداشتهاست، این هم یک دفاعشان بود میگفتند این مابه التفاوت وقتی حساب کردند دولار را با نرخ آزاد حساب کردهاند اداره گمرک حق ندارد که بر خلاف نرخ رسمی دولت یک نرخی خودش مطالبه کند اینهم یک دفاعشان بود باستناد این مدافعات از پرداخت وجوه تخلف نامهها خودداری و در مقام شکایت بجناب آقای وزیر دارایی بر آمدند و از طرف ایشان رسیدگی بشکایات آنان و اظهار نظر بکمیسیونی مرکب از امضاء کنندگان زیر ارجاع شدهاست کمیسیون چندجلسه با حضور نمایندگان بازرگانان طرف اختلاف و شرکت آقای حاج سید محمدرضا فاطمی که از اطاق بازرگانی تهران دعوت و بسمت نمایندگی معین شده بود تشکیل و پس از امضاء توضیحات وبیانات آقایان وقرائت لایحه دفاعیه آنان و پاسخی که از طرف اداره گمرک داده بودند و مراجعه بمواد مربوطه قانون وآییننامهها و تعویض اختیار نامه سازش وقطع وفصل اختلافات از طرف هشت نفر از بازرگانان مرقوه الاسامی در زیر مذاکره ومشاوره نمودند برای حل اختلاف و بطریق زیر اظهار نظر میماند این هشت نفر عبارت بودند از اینها شرکت سوفار که در ۵ دفعه مرتکب این عمل شده عنایت الله صبوریان در سه دفعه علی اصغر صدقیانی در ۶ دفعه حاج زین العابدین رحیمزاده خوئی بآن عددش نوشته نشده، حاج سید عبدالله مهاجری در ۱۴ دفعه شرکت کسری در ۴ دفعه آقای حبیب الله مطیع در ۶ دفعه الکساندر گریگوریان در ۹ دفعه یکی از این هشت نفر بودند که اختیار نامه تقدیم کرده بودند مجموع مابه التفاوت نسبت به این ۸ نفر جمعا سه میلیون و سیصد و پنجاه هزار ریال شده بود (فقیهزاده ـ پولشان راهم دادهاند؟) نخیر (یکنفر از نمایندگان ـ صدقیانی چقدر؟) صدقیانی در شش دفعه مجموعش ۸۵ هزار ریال است ایشان پسر آن صدقیانی معروف است سه میلیون وسیصد و پنجاه هزار ریال مجموع این مابه التفاوت است این نظریه نسبت به این ۸ نفر واقع شدهاست، جریمه که به بزرگترین تخلف اینها یعنی سه برابر تعلق میگرفت آن ۸۳۹ هزار ریال جریمه آن دفعات است که تقریبا به بزرگترین تخلف را متضمن بوده نظریه نسبت به هشت نفر نامبردگان حالا چون اختیار نامه تعهد و امضاءنمودهاند لذا بطریق زیر اختلافات را حل وفصل مینماید عرض کنم نسبت به این ۸ نفر این نظریه اگر وزارت دارایی موافقت کند قطعی است امابا این شروط که در اینجا هست اما اگر وزارت دارایی چون اختیار سازش ندادهاست آن رافقط بکمیسیون ارجاع کردهاست که نظریه بدهد وزارت دارایی میتوانند یا آنرا رد کند یا قبول کند.

اما عرضی که راجع باسفالت داشتم و آنروز هم در برنامه دولت یک عرایضی کردم خدمت شما چون وقت تمام شد ه بود میخواستم مشروحا عرض کنم و از وزارت کشور وزارت راه این سؤال را بکنم که چه شد قبل از سوم شهریور اسفالتهایی که در ایران شدهاست و در خود این تهران شدهاست اینها بیست سال دوام پیدا کردهاست عرضم همین جا ست ولی از سوم شهریور به این طرف در نتیجه ان تحولات کذایی اسفالتهای ماهم جوجه اسفالت شد یعنی هر سه ماه یک دفعهای اسفالتها را باید بروند جمع کنند از سرنو پول بدهند نمیدانم متری ۱۴ تومان ۲۰ تومان چقدر یک دفعه هم کسی نگفت و کسی نپرسید از مهندسینی که این اسفالتها را تحویل گرفتهاند که این چه اسفالتی است که تحویل گرفتهاید ایا این مهندسین را توبیخ کردند؟

کهبد ـ بنده در این لایحه ثبت نام کردهام بنام موافق مشروط البته هیچ شک و تردیدی نیست که یکمشت مردمی که واجد شرایط زندگی نیستند و به تهران آمده باید وسایل زندگی برای آنها فراهم آورده مخصوصا که قسمت اعظم آنها از طبقه کشاورزانند وبنده معتقدم این ۵۰ میلیون ریال که باید صرف کار برای این آقایان بشود منحصرا صرف امور کشاورزی و تولیدی بشود (یکنفر از نمایندگان ـ بیشتر این مبلغ صرف شده) و آنها را بر گردانند به محلهای خودشان و کار به آنها بدهند آنها را وادار نکنند بکارهای غیر عمرانی بنده وضع زندگی یک زارع را برای آقایان تشریح میکنم و آن این است که یک زارع حد اکثری که میتواند با یک لنگه گاو کشت کند یک خروار است ومیزان متوسط محصولی که بدست میاید بیش از ده برابر نیست یعنی تصور نمیکنم بیش از ۱۰ برابر یک تخم ده تخم باشد (چند نفر از نمایندگان ـ هفت تخم) عرض کردم حداکثری که بدست میاید ۱۰ تخم است یک خمس آن صرف تهیه آب میشود یک خمس هم سهم مالکانه است و برای زمین بقیه میماند ۶ خروار ده در صد آنهم که بذرش کسر میشود میماند ۵ خروار و ۴۰ من واین خودش هست و قطعا زن دارد و حتما دو اولاد هم دارد که یک عائله چهار نفری را تشکیل میدهند که این چهار نفر اگر هر کدام روزی یک چارک نان خالی بخورند میشود یک من و ۳۶۰ روز است در سال ۳۶۰ من صرف خوراک روزانه آنها میشود دو خروار برایش باقی میماند آیا با این دو خروار زندگی چهار نفر از لحاظ بهداری، لباس و سایر امور میگذرد و میتواند زندگی کند هر خروار گندم را ۱۵۰ تومان فرض کنیم با آن چه میتواند بکند بعقیده بنده باید وسایل کارشان را مهیا کرد یعنی بجای اینکه ۱۰/۵ تخم بدست بیاورد ۱۵ تخم بدست بیاورد باید اینها را مشغول کرد یکی از وسایلی که میخواستم عرض کنم و وسیلهاش را هم در دست داریم این است که در سال ۱۳۱۰ قریب ۵۲ میلیون گوسفند در ایران بود و متاسفانه درسنه گذشته البته تفریبی عرض میکنم آنچه بنده حساب کردم و احصائیه دارم بیش از ۱۰، ۱۱ میلیون نیست چه شده که اینطور شدهاست ۴۰ میلیون گوسفند از بین رفته جز اینکه موجبات نا امنی و اسباب زحمت برای این زارع فراهم شده چیز دیگری هست؟

این که اعلیحضرت همایونی مکرر فرمودند که قوانین در کلیه شئون مملکت بایستی اجرا بشود وبزعم تمام عقلای قوم حکومت قوی آن حکومتی است که قانون را خوب اجرا بکند (صحیح است) نمیشود گفت این قانون را چون من دلم نمیخواهد چون مطابق میل من است این قانون را آنجا اجرا میکنم اینجا چون مطابق میل من نیست اجرا نمیکنم وقانون نظام وظیفه هم همین طور است یک قوانینی در یک مملکت در مجلس شورا یملی تصویب شدهاست و اهالی این مملکت و مشمولین این قوانین هم مطابق وضعیت خودشان را حاضر برای خدمت وظیفه کردهاند و یکمرتبه الان در تمام وزارتخانهها و ادارات و در تمام مدارس و دانشکدهها همه مردم را گرفتهاند با اینکه معافی هم در دستشان هست من استدعا دارم از جناب آقای وزیر جنگ هم جواب این سئوال را بفرمایند و در موضوع برنامه هم من سئوالی از دولت دارم.

سید سجاد حججی – بسم الله الرحمن الرحیم ، از جناب آقای رئیس تقاضا میکنم آنهائی که اولاد تقاضا داده اند و پیشنهاد کرده اند همچنین تقاضا می کنیم اشخاصی که عربی را خوب می فهمند و میتوانند از نظر انقلاب ایران بهترین بیانات را در آنجا منعکس کنند بروند و همچنین آنها که اعتبارنامه هایشان صادر نشده است اگر در این قرعه باشند این ها بالاخره بی فایده است لذا افرادی بروند که میتوانند از نظر انقلاب ایران ثمر بخش باشند . یعنی مهندسی را که تقلب کرده بود.

لذا باید مطابق موافقتی که بین وزارت دارایی و اطاق بازرگانی تهران برای ارزیابی کالاهایی که حقوق گمرکی را براساس ارزش با توجه بنرخ عمده فروشی بازار شده و این موافقت طبق دستور شماره ۴۴۸۱ مورخ ۱۸-۱-۲۷ اداره کل گمرک بتمام گمرک خانهها ابلاغ و ملاک عمل قرار گرفتهاست و در مورد این تخلف نامهها وموارد مشابه آن نیز همین رویه اعمال گردید یعنی این اداره گمرک که بطور مختلف با نرخ آزاد مطالبه حقوق و عوارض گمرکی میکرد این اختلافات پیدا شد آنوقت اطاق بازرگانی آمد یک توافقی حاصل کرده که میزان دولار را ۴۵ ریال که بنرخ رسمی ۳۲ ریال بود از اینها ۴۲ ریال مطالبه کند واین موافقت بین اطاق بازرگانی از طرف تجار وا داره گمرک حاصل شده بود واینطور هم دستور داده بودند بنام گمرکات که حقوق گمرکی و عوارض را با این نرخ معین کنند لذا کمیسیون هم این نظر را دادهاست که چون این تفاوت داده شدهاست برای اینکه کمیسیون خواست بر خلاف قانون نظری اظهار نکند گفت به ارزش این کالاها اداره گمرک صدی چهل اضافه کند ودولار را ۳۲ ریال بگیرد که نتیجه یکی میشد منتهی کمیسیون نمیخواست که بر خلاف قانون بگیرد چون بیشتر از نرخ رسمی دولت قاچاق است لذا نمیخواست اما آن منظور را خواست تامین کند گفت ارزش کالاها دربازار آزاد صدی ۴۰ اضافه کنید و دولار را ۳۲ ریال معین کنید نتیجه آن این میشود که ۴۵ ریال میشود و تفاوت دیگر بجای تسعیر دولار با نرخ ازاد کمیسیون رسیدگی بتخلف نامهها با افزودن چهل درصد بارزش سیف که از روی اعلامیههای فروش ارز مربوط به اظهار نامههای مورد تخلف نامههای صادره فروش شدهاست بنرخ رسمی تسعیر و نتیجه را مطابق تصفیه مابه التفاوت حقوق وعوارض گمرکی که بدین نحو بزیان خزانه تمام نشدهاست قرارداده.

دیدگاهتان را بنویسید